السّلام علی ربیع الانام/ زنده باد بهار


از  همین جا ازشما و تمام دوست داران اسلام و انقلاب
و مدافعان تفکر امام خمینی قدس ره و حضرت ماه رهبر آسمانی ایران زمین
دعوت به عضویت دراین گروه می نمائم
جهت عضویت در گروه زنده باد بهار اقدام کنید


  با عضویت در گروه زنده باد بهار ما را در تحقق عدالت  یاری کنید
 
جهت عضویت در گروه زنده باد بهار از لینک زیر اقدام کنید
 
 

 

ادامه نوشته

درباره غارت 2 میلیارد دلار اموال ایران در آمریکا

اطلاعیه دفتر دکتر احمدی نژاد درباره غارت 2 میلیارد دلار اموال ایران در آمریکا

به گزارش دولت بهار در پی تشعشع کورکننده آفتاب برجام و انتشار اخباری مبنی بر غارت 2 میلیارد دلار از اموال بلوکه شده ایران توسط آمریکا و یورش مقامات دروغگو و بوقچی های دولت راستگویان به دولت سابق، روابط عمومی دفتر دکتر احمدی نژاد اطلاعیه ای صادر کرد.
متن اطلاعیه بدین شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
مردم عزیز و شریف ایران

http://dl.nasimonline.ir/FileRepository/2016/4/27/635973518898307419.jpg
ضمن تبریک ایام پر برکت ماه رجب و آرزوی بهره مندی از خیرات و برکات ماههای پیش رو ، به اطلاع می رساند:
قریب سه سال است که مشی دولتمردان فعلی ، بر نفی کامل دولت گذشته و حمله مستمر از رهگذر ایراد صدها تهمت و افترا به مردمی ترین دولت ایران استوار بوده و هر بار به بهانه ای ، مسئولیت تمامی ضعف ها ، ناتوانی ها و شکست ها در امور جاری کشور را به دولت قبل منتسب می سازند که این امر به روال عادی و روزمره تبدیل شده است.
این بار نیز اقدام دولت مستبد آمریکا در تصرف ظالمانه حدود دو میلیارد دلار از منابع و ثروت ملت مظلوم ایران ، بهانه جدیدی برای تهاجم دولتی ها و عناصر سیاسی و رسانه ای وابسته به آنها علیه دولت قبل شده است.
اگرچه ملت رشید و فهیم ایران با اتکاء به هوش ذاتی خود از مدتها قبل ، علت این رفتار غیرمسئولانه دولتمردان و عناصر سیاسی را به خوبی درک کرده است ، لیکن با تاکید مجدد بر ادامه مشی سکوت رئیس دولتهای نهم و دهم و صرفا برای روشن تر شدن موضوع و ثبت در تاریخ ، مواردی را به آگاهی می رساند:

 

۱- دولتمردان غاصب آمریکایی به یک بهانه دروغین که به سال ۱۳۶۲ مربوط می شود ، در سال جاری و در دوره حاکمیت دولت فعلی ، دو میلیارد دلار از منابع مالی ایران را غارت کرده اند. معلوم نیست چرا و با چه انگیزه های پیدا و پنهانی ، این اقدام ظالمانه آمریکا را به دولتهای نهم و دهم مرتبط می کنند؟
۲- مدعی شده اند که مدیران بانک مرکزی در دوره های قبل بی احتیاطی کرده اند و نباید به مقررات ، ضوابط و قوانین بین المللی حاکم بر مناسبات بانکی در جهان اعتماد می کردند و این اعتماد باعث تصرف اموال ملت درسال جاری شده است.
باید گفت که اولا دولت آمریکا در نتیجه برخورد عالمانه و عزتمدار دولتهای نهم و دهم جرات نزدیک شدن و دست اندازی به منابع ملت ایران را نداشت، بنابراین سئوال این است که آیا غارت صورت گرفته ، ناشی از ضعیف نشان دادن ملت ایران در عرصه بین المللی و در نتیجه تجری دولتمردان آمریکایی طی سالیان اخیر نیست؟


ثانیا دولتمردان فعلی طی چند روز اخیر و بارها از غیرقابل اعتماد بودن مدیران آمریکایی و حتی بی اعتمادی به مقررات بین المللی سخن به میان آورده اند، بنابراین سئوال این است که مدیران ارشد امروز کشور چرا به صرف اقوال شفاهی وزیر امور خارجه آمریکا ، انواع و اقسام وعده های اقتصادی و امثال آن را به ملت ایران می دهند؟ چگونه است که هر نوع تحرک و پیشرفت داخلی را منوط به توافق با طرف آمریکایی معرفی کرده و امور کشور را با گره زدن به وعده های آمریکایی، معطل نگاه داشته اند؟

۳- غارت دو میلیارد دلار از منابع مالی ایران، دقیقا در زمان حضور وزیر امورخارجه در آمریکا و ملاقاتهای خصوصی و محرمانه طولانی و مکرر ایشان با همتای آمریکایی او روی داده است. آیا این حادثه هیچ رابطه ای با ملاقات و موضوعات مطروحه در این مذاکرات ندارد؟ آیا این امر ادامه سناریوی تحقیر دولت و ملت ایران نیست؟
۴- اگر ادعای اینان که می گویند نباید به اقوال دولتمردان آمریکایی و حتی مقررات و قوانین بین المللی اعتماد کرد، راست باشد ، چگونه است که با قول و قرارهای مبهم و نیم بند و بدون تضمین وزیر خارجه و رئیس جمهور آمریکا ، حقوق هسته ای ایران و تاسیسات آن به ارزش تقریبی سی میلیارد دلار ، از رده خارج ، برخی نابود و بخشی نیز معطل گذاشته شده است؟
۵- دولتمردان کنونی طی سه سال اخیر بر ضرورت زدون بی اعتمادی ها و اعتماد کردن به برخی گفته ها یا نامه های دولتمردان آمریکایی تاکید داشته اند تا آنجا که حتی تصریحات بخش های مهمی از حاکمیت آمریکا مبنی بر بی پشتوانه بودن و ناپایداری توافقات و وعده های داده شده نیز نادیده انگاشته شده و دولتمردان ایران بر رویه خود مبنی بر اعتماد به قولهای آمریکایی پافشاری کرده اند، سئوال این است که این رفتار و مشی و منش دولتمردان کنونی آیا متاثر از نا آگاهی نسبت به ماهیت سلطه طلبانه سردمداران دولت آمریکاست یا آنکه شاهد انجام بازی حساب شده ای در یک سناریوی از پیش تعیین شده هستیم؟

۶- با شعار اعتماد به دولتمردان آمریکایی و تاکید خارج از عرف براقوال و توافقات آنان و در نتیجه تضعیف موضع ملت ایران در عرصه بین المللی طی سه سال گذشته ، قیمت ثروت با ارزش ملت ایران یعنی نفت از حدود ۱۰۵ دلار به حدود ۳۵ دلار کاهش یافته است و اگر همین روند ادامه یابد، روزانه تقریبا ۱۵۰ میلیون دلار (حدود ۵۰۰ میلیارد تومان) و سالانه تقریبا ۵۵
 


میلیارد دلار (۱۹۰ هزار میلیارد تومان) از جیب ملت ایران به جیب عمدتا طرفهای مذاکره یا متحدین آنها سرازیر می شود.
انتظار عمومی این است که مسئولان مربوطه با پرهیز از فرافکنی و متهم کردن بی منطق دیگران ، مسئولیت خویش را در امور جاری کشور بپذیرند و به دنبال اصلاح روند کنونی و ایجاد همدلی و بسیج عمومی برای استیفای حقوق ملت ایران باشند.

از خداوند متعال برای همگان توفیق خدمت به ملت و اعتلای ایران همیشه سرفراز را خواستاریم.
روابط عمومی دفتر رییس دولتهای نهم و دهم

اگر حب دنیا پیدا کنیم

اگر حب دنیا پیدا کنیم
(یک نکته دقیق از استاد طاهر زاده)
«عصبيّت» يعني إسلامى كه قالب دارد و قلب ندارد (یعنی اسلامِ أموی)، اين يك مسأله است!
يعني كربلا را جبهه كفر درست نكرد، بلکه جبهه عصبيّت درست كرد!
پس دوتا اسلام روبروي هم بودند؛ يكي اسلامِ قلبى با حُبّ خدا، يكی هم اسلام قالبی با حُبّ دنيا!
مگر عمرسعد چه می‌خواست؟! خودتان مي‌دانيد عمر سعد دنيا را مي‌خواست. پس «اسلامِ قالبیِ أموی» ، قلبش حُبّ دنياست، و «اسلامِ قلبیِ علوى» قلبش حُبّ خداست.
ببينيد عصبيّت يعني چه؛
حالا همين امام وسط صحنه كربلا آمده‌است، مي‌گويد: مردم! اگر اين آب را به من نمي‌دهيد، اين طفل را ببريد آبش بدهيد و بياوريد. آنها آن طفل را هم مي‌كشند!!

اگر كافر بودند، كار به اينجا نمي‌رسيد، چرا؟ چون كفر، در كفرِ خودش مغرور نيست. ولي عصبيّت، در اسلاميتِ خودش مغرور است! براي همين هم شما در زیارت عاشورا به «عصبيّت» لعنت مي‌كنيد.( اللّهُمَّ ألْعَنِ «الْعِصَابَةَ» الَّتِی جَاهَدَتِ الْحُسَيْن)
يعني «اسلام انحرافی» از كفر هم خطرناك‌تر است.

لذا، كربلا بايد بدن من و شما را بلرزاند! مطمئن باشيد اگر حُبّ دنيا پيدا كرديد، اگر تزكيه نكرديد، اگر اسلامتان «قلبى» نشد، اگر نتوانستيد با خدا معاشقه داشته‌ باشيد، در جبهه‌گيري ‌هايي كه در جامعه حتماً به وجود مي‌آيد، در جبهه «عصبيّت» قرار خواهيد گرفت.
پس كربلا غذاي جان امروزِ ماست. در صحنه‌هاي جامعه، هميشه جبهه‌هايی شامل حق و باطل هست. ولی نمايش مطلق جبهه حق و باطل در كربلاست، تا ما خودمان را از طريق آن ارزیابی كنيم.

اگر شما عمل‌زده بشويد، و اگر عزاداری اباعبدالله فقط صوري بشود، و هيچ خلوتی هم با خدا نداشته‌ باشيد، و هيچ نافله‌اي هم نخوانيد، و با این همه آسیب، آنوقت بازهم اميد داشته باشيد كه در اين جبهه ی عصبيّت قرار نگيريد، در اینحال [آن امید بدون پشتوانه] يك آرزوي محال است!

اصلاً جبهه اباعبدالله (عليه‌السلام) يعني در عصبيّت قرار نگرفتن، كه البته با تأسّی به «روحِ حسينی» چنين اميدي براي شما هست، ان‌شاءالله.
منبع:
جزوه «عصبیّت؛ انگیزه مبارزه با امام حسین (ع)
اصغر طاهرزاده

روسیه و فرانسه تاوان خروج از ائتلاف آمریکا را پرداختند ؟!

 

بسم ربّ الشهداء
 ( مهم ؛ درباره سوریه )
روسیه و فرانسه تاوان خروج از ائتلاف آمریکا را پرداختند ؟!/
نتیجه نشست وین ؛ بوسنیاییزه و کوزوویی شدن دولت سوریه .
 alt
با توجه به انفعال روسیه و فرانسه نسبت به نشست آمریکایی وین ، پس از بمب گذاری در دو هواپیمای غیرنظامی روسیه و حملات پاریس ، محرز شد که داعش اهرم فشاری است در دست شیطان بزرگ برای پیشبرد اهداف مزورانه اش در منطقه وجهان .
چراکه روسیه با ورود ناگهانی به میدان تقابل مستقیم نظامی با تکفیری های آمریکایی در سوریه و با تغییر معادلات در آنجا و فرانسه نیز با ایجاد ارتباط با اسد و تدارک اجلاس پاریس به موازات اجلاس وینِ آمریکایی ها ، تقابل خود با ائتلاف به اصطلاح مقابله با داعشِ کاخ سفید را بروز دادند تا جایی که آمریکایی ها در مسئله ی سوریه رفته رفته داشتند به انزوا کشیده می شدند ، ولی انفجار هواپیمای مسافربری و باری روسیه در مصر و سودان و حوادث پاریس ورق را ناگهان به سود آمریکا برگرداند ، که برق شوق آنرا در چهره ی جان کری می شد دید که در ضمن متلک هایش به لاوروف در نشست مطبوعاتی 24 آبان 94  در حاشیه اجلاس وین 2 به نمایش گذاشت .
کری در این نشست خبری مشترک با لاوروف و نماینده سازمان ملل در امور سوریه بر خلاف اجلاس وین 1 دست بالا را گرفته بود و با دروغ همکاری اسد با داعش در فروش نفت و نیش و کنایه های بی سابقه به روس ها با لحنی مستانه از روسیه خواست تا از این به بعد هرکاری که در سوریه می کند با هماهنگی ائتلاف تحت فرماندهی آمریکا باشد که با سکوت معنادار لاوروف مواجه شد !
پاریس نیز دیگر فرصت فکر کردن درباره اجلاس مستقل از نشست وین را ندارد و حال این آمریکاست که با پرواز ممنوع کردن آسمان منطقه علیه روسیه چندی است که حملات مسکو به مواضع تکفیری ها را کمرنگ و آنان را هماهنگ تر با طرح های خود کرده و پاریس را با حملات و انفجارات بی سابقه پس از جنگ جهانی دوم از ساز مخالف و جاه طلبی های منطقه ای بازداشته !
و گویا پیام این اقدامات داعش آمریکایی برای دیگران نیز واضح بوده ، به عنوان نمونه جناب ظریف با وجود اینکه قرار شرکت در وین 2 را نداشت ولی پس از اتفاقات پاریس بی درنگ در آن شرکت کرد ، این در صورتی است که بر خلاف تبلیغ داخلی ، ایران در تصمیمات نشست وین نقش ویژه ای ندارد و بلکه صحنه ی وین بیشتر به چانه زنی بین روسیه و آمریکایی که در دست اهرم فشار داعش دارد ، مبدّل شده است ، ولی این حضور سراسیمه و مصاحبه ی شتاب زده ظریف در محکومیّت انفجارات پاریس تأمل برانگیز بود .
نتیجه تحمیلات آمریکا در وین؛بوسنیاییزه و کوزوویی شدن دولت سوریه:
حاصل نشست وین 2 درباره سوریه که زیر سایه حملات داعش آمریکایی شکل گرفته است  ، توافق بر تشکیل دولتی ظرف شش ماه شد که روسیه آنرا « دولت وحدت ملّی » و آمریکا آنرا « دولت انتقالی » می داند ، اگرچه روسیه هنوز بر حفظ اسد پافشاری می کند ولی در هر صورت نتیجه این دولت پس از شش ماه کمرنگ شدن نقش اسد در دولت آینده است ، البته در این شش ماه قرار شده قانون اساسی سابق سوریه نیز ملغا و قانون اساسی جدیدی با ادعای امکان مشارکت تمام طرف ها در اداره کشور به تصویب برسد تا پس از 18 ماه انتخاباتی آزاد برگزار شود .
این تقریباً همان مدل آمریکا در بوسنی و کوزوو بود که پس از حمام خون صرب ها با شراکت دادن به اصطلاح میانه رو های آنان در دولت ائتلافی ، نقش مسلمانان را در آینده آن کشورها کمرنگ و به حاشیه راند !
بنابراین نقش اسد در دولت انتقالی و دولت آینده بیشتر از مرحوم « علی عزت بگوویچ » در دولت ائتلافی بوسنی نخواهد بود که در این صورت کشوری یکپارچه و برخوردار از یک نهاد تصمیم گیری و تصمیم سازی واحد و ارتشی بزرگ ، جایش را به کشوری پرچالش خواهد داد که معارضین جدّی و بعضاً تروریست اسد قرار شده با وی دولت ائتلافی تشکیل دهند ، بنابر این در صورت عملی شدن تصمیمات وین سوریه دیگر نمی تواند حامی خوبی برای مقاومت باشد ، و شیطان بزرگ به بیشتر اهداف جنگ چهارساله ی خود خواهد رسید و دومینو وار چالش عمیق سیاسی به لبنان و تجزیه به عراق سرایت می کند که این اولین عواقب این تزویر خواهد بود .
نکته مهم دیگری که در این نشستِ بدونِ بیانیه ، طرف ها بر آن توافق کرده اند این است که قرار شده اردن فهرستی از گروه های تروریستی حاضر در سوریه تهیه کند تا در دولت فراگیر آینده حضور نداشته باشند !
این در صورتی است که اردن در این چند سال به پادگان تجهیز و آموزش تکفیری ها تبدیل شده است و همین مأموریّت اردن ،  آمریکایی بودن نشست مضحک وین را واضح می کند .
 
علت فراز و فرودهای روسیه در سوریه :
برای درک واقع بینانه ی نقش روسیه در سوریه چند نکته ضروری است ، چراکه بررسی مؤلفه هایی که روسیه را واداشت تا در این سطح وارد عملیات نظامی و سیاسی شود ما را به تحلیلی نزدیک به واقع هشیار می کند .
آنچه که روسیه را واداشت تا پیش از ناامن شدن حریم پروازی اش توسط آمریکا ، ابتکار عمل را در سوریه به دست بگیرد وابسته به چند عامل می باشد :
alt
( دیدار بن سلمان سعودی با پوتین و عهدقردادهای خرید سلاح و تجهیزات )
1-    تهدید مرزهای غربی روسیه با از دست دادن اوکراین ، و نفوذ بیش از پیش ناتو به قلمروی سنتی مسکو و عدم انعطاف غرب در برابر تحرکات مسکو در شرق اروپا همراه با تحریم همه جانبه ی آن توسط اروپا ، کرملین را واداشته تا برای جبران دنبال فرصتی برای تغییر موازنه قدرت به نفع خودش باشد  که با ضعف استراتژیک آمریکا در سوریه پس از 4 سال آزمودن همه روش ها و با عقب نشینی ملموس ایرانِ پسابرجام ، روسیه این فرصت را به دست آورد تا به وزن کشی خود پرداخته و قدرت چانه زنی اش را بالا ببرد .
ارتباط گیری هم زمان روسیه با عربستان و رژیم صهیونیستی و ایران و اردن و حتی رد و بدل پیام بین پوتین و سید حسن نصرالله و برگزاری نشست چهارجانبه ی وین با عربستان و آمریکا و ترکیه نشاندهنده ی نوع بازیگری مسکو می باشد که در این راستا به دنبال تقویت نقش مؤثر خود در منطقه و بالا بردن قدرت چانه زنی اش در برابر پیش روی ناتو و غرب بود ، ولی روسها حساب این ماجرا را نمی کردند که پوششی بودن داعش برای سازمان های امنیّتی آمریکا و صهیونیست ها  می تواند حتّی امنیّت پرواز کشورشان را در جهان نیز به خطر اندازد و به چالش بزرگی برای حضور مؤثر مسکو در سوریه تبدیل شود .
2-     سازماندهی و انسجام گروه های قفقازی و چچنی که عموماً فرماندهی داعش را شکل می دهند و تجمع نیروهای سلفی رانده شده توسط مسکو در سوریه زنگ خطری برای کرملین است که معارضان جدّی و خشن مسکو را در نزدیکی روسیه و در تنها پایگاه نظامی اش در مدیترانه دارای دولتی کوچک و جایگاهی کرده است و این برای امنیّت ملّی روسیه خوشایند نیست بنابراین به این حضور مستقیم نیاز داشت .
3-    قدرت ایران تا قبل از این مرهون استقلال و مقاومتش بود چون دولت ایران تا پیش از این دوره ، مهمترین رقیب و مانع برنامه های کاخ سفید در منطقه و به خصوص در سوریه بود ولی در دوره جدید و پس از موافقت برجام ، همگرایی آن با برنامه های آمریکا در منطقه ، قدرت دیپلماسی کشور را با سقوط و تنزّلی غیر قابل اغماض مواجه کرده که حتّی قدرت دفاع از اتباع مقتول خود در منا را ندارد و این گمان غلط که  ایران همراه با شیطان بزرگ با همان قدرت پیش می تواند حرکت کند منطقه را دچار خلاء قدرتی ایران انقلابی کرده است و روسیه از این فرصت به دنبال ایجاد موازنه قدرت به نفع کرملین بود و کم وبیش هم داشت موفق می شد که با بمبگذاری داعش آمریکایی در ناوگان هواییش با مانع جدی مواجه شد .

alt
( دیدار غیر رسمی اسد از مسکو که به چهارسال حصر اسد در کشورش پایان داد ! )
4-    اگرچه روسیه اسلام ستیزی دیگر غربیان را ندارد و بلکه ابراز همگرایی با اسلام ایران می کند ، و کم و بیش حامی این اسلام می باشد که از پیام پوتین به سید حسن نصرالله و تقدیرش از تشیّع می توان آنرا فهمید و تا جایی این هواداری پیش رفت که لاوروف در نشست مطبوعاتیش با کری در حاشیه وین 2 ، با ابراز همدردی با کشتار پاریس از غرب خواست که آنرا دستمایه اسلام هراسی نکنند .
 اگر تحلیلی که روسیه را در این مقطع واسطه گر آمریکا می داند را هم قبول نکنیم  ولی به دلیل عدم برخورداری از زیر ساخت های درونی مقاومت و ترجیح معامله گری بر انگیزه های عالی و داشتن نقطه ضعف ها و « چشم اسفندیارهایی » ، همواره در میدان چالش با آمریکا به تزلزل می افتد ، بنابر این روسیه نباید هرگز برای مقاومت به عنوان پشتوانه قلمداد شود بلکه هرگاه روسیه ، ایران قدرتمند را در کنار خود یابد در مواردی به عنوان شریکی خوب می توان به حسابش آورد ، ولی متأسفانه اکنون با تحلیل قدرت ایران پس از برجام ، خواه نا خواه روسیه نیز آستانه ی مقاومتش محدود شده است  .
زیرا نقش ایران فعلاً به تزیین اجلاس هایی مانند وین تنزّل یافته ، و با حضور دولت ایران در برنامه های منطقه ای آمریکا ، مانند آنچه در وین گذشت ، شیطان بزرگ به انقلابیون جهان و کشورهای منطقه و آزادگان جهان القا می کند که ایران انقلابی را همگام خود کرده است که هدف اصلی استکبار از مذاکرات نیز همین بوده است .
 
مسعود شفیعی کیا
94/8/24
صفر 1437
 
 

سؤال مهم

نامه رهبری معظم انقلاب حکم حکومتی بود نه تایید چیزی به چند نکته اشاره میکنم:
1مدت زمان محدودیت مطابق برجام16و 25سال
نکته : مطابق حکم امام این محدودیت 8ساله خواهد بود 
2- تحریم ها 8سال تعلیق ومتوقف میشود مطابق برجام
نکته: حکم امام: ریسجمهور امریکا و اتحادیه اروپا تعهد کتبی محکم بدهند که تحریم ها لغومیشود
3 راکتور اراک: مطابق برجام بابتن پرشود
حکم امام : این راکتور تا اطمینان از قراردادهای محکم فی مابین دست نخورد
4- تحقیق وتوسعه: مطابق برجام این بخش کند وتعطیل میشود که امانو هم گفت برنامه ایران تبدیل به یک برنامه مجازی شد
حکم امام: بعد از 8سال باید ایران به 190هزار سو برسد وهیچگونه کوتاهی قابل پذیرش نیست
5 نابودی اورانیوم مطابق برجام باید رقیق و نابود بشود
حکم امام: تبادل اورانیوم در مراحل متعدد و با حجم کم انجام شود انهم با قراردای محکم
6بازگشت پذیری تحریم ها که طبق برجام یه ماه ه خواهد بود
حکم امام : هرگونه تحریم جدید در غواره تروریسم - موشکی وحقوق بشرو... به منزاله لغو برجام است
6- هشدار: برجام دارای نقاط ضعف ساختاری وحفره های خطرناک است که اگر به ان بی توجهی شود خسارات جبران ناپدیری به بار می اورد

 

 

 

افسران - سیلی محکم با حکم حکومتی

 

 

در پس خوشحالی که از نامه ی قاطع رهبر معظم انقلاب در خنثی کردن تبلیغات کاسبان برجام بوجود آمده، حقیقت تلخی هم وجود دارد. 
رهبر معظم انقلاب مکررا خطوط قرمز نظام را در توافق هسته ای به طور عمومی اعلام کرده بودند ولی تیم مذاکره کننده موفق به رعایت آنها نشدند؛ در مرحله بعد علیرغم تبلیغات وسیع دولت و پیغام های تبریک و راه اندازی جشن های تصنعی، رهبری ظرفیت های قانونی نظام از جمله مجلس را برای رفع نواقص و برگرداندن برجام به محدوده خطوط قرمز فعال کرد که متاسفانه آنهم به سرانجام مدنظر رهبری نرسید. لذا ناچارا ایشان شخصاً ورود کردند و عموم نکاتی را که منتقدان و کمیسیون ویژه تاکید کرده بودند و هواداران دولت و آقای لاریجانی به آنها بی توجهی نشان دادند، در قالب شروطی 9 گانه مورد تاکید قرار دادند. .
ابهامات، ضعف های ساختاری و موارد متعددی که در متن برجام وجود داشته، موجب شد تا رهبر معظم انقلاب اجرای این متن را مشروط به 28 شرط شامل 10 شرط شورایعالی امنیت ملی، 9 شرط مجلس و 9 شرط مد نظر خود بدانند، تا بواسطه اجرای این شروط، بنا بر متن ابلاغیه معظم له، از "خسارت‌های بزرگ برای حال و آینده‌ی کشور " جلوگیری شود. این در حالی است که علاوه بر شروط اعلام شده توسط رهبر انقلاب، ایشان "مراقبت دقیق و لحظه به لحظه" نسبت به این نقاط ضعف ساختاری را نیز برای جلوگیری از ضربه زدن برجام به منافع ملی ضروری دانسته اند.
اکنون سؤال مهم این است دولتی که نتوانست در مذاکرات خطوط قرمز و دلواپسی های رهبری را رعایت کند، آیا می تواند در اجرای یک معاهده ی منعقد شده، الزامات ابلاغ شده را رعایت کند؟!

 افسران - جدول/ الزامات برجام

 

واقعیّت بیداری های منطقه را بهتر ببینیم !

 

بسم ربّ الشهداء
 
( واقعیّت بیداری های منطقه را بهتر ببینیم ! )
 
کدام اسلامگرایی با ما همراه شد ؟!
 
 alt
( مسجد رأس الحسین قاهره و استقبال مردمی - بهار 1392 )
چرا دوره اسلامگرایی در منطقه پایان یافت ؟!
 تحوّلات چند سال اخیر غرب آسیا ، به طور گسترده نقشه ی سیاسی منطقه را زیر رو کرد ، اگر چه ظاهر تحوّلات بر خلاف آنچه که در داخل تحلیل می شد ، همگی مطلوب و به نفع انقلاب اسلامی نبود ، بلکه صف بندی های جدیدی در منطقه و جهان شکل گرفت که بدون در نظر گرفتن این صف بندی ها نمی توان تحلیل درستی از منطقه داشت .
و همین عدم درک صحیح از جنبش های کشورهای اسلامی و صف بندی های جدید ، منجر به تهمت هایی به رئیس جمهور سابق شد که ایشان را نشریاتی مانند کیهان متهم  به بی اعتقادی به بیداری اسلامی کردند !
ولی اگر بدون شعارزدگی و واقع بینانه به سیر تحوّلات بنگریم برخورد معقول و مدبّرانه دولت گذشته در مواجهه با خیزش های کشورهایی مثل مصر و لیبی و تونس گویای درک نزدیک به واقع  ایشان بوده است .
یک برداشت صرفاً  آرمانی که از شاخصه های آرمانگرایی واقع بینانه فاصله دارد ، این است که هرجا نام اسلامگرایی است ، ما هم باید کنارش باشیم و وقتی گفته شد دوران اسلامگرایی تمام شده این جماعت برآشفته شدند و گزک بر علیه دولت دهم به دست گرفتند .
و بنابراین مبنای غلط ، حرکات مردمی در منطقه را تماماً تحت مدیریّت جبهه خودی تلقی کردند و تا جایی این خوش باوری انجامید که حضور مرسی در اجلاس سران « نم » ( غیر متعهد ها ) را برخی می خواستند به جشنی ملّی تبدیل کنند و رسانه هایی مانند « رجا نیوز » و « فارس » از آمدن مرسی به تهران به عنوان مهمترین اتفاق یاد می کردند و آنقدر افراط بالا گرفت که خواستند با برجسته کردن مرسیِ همگرا با آمریکا نقش بی بدیل دکتر احمدی نژاد در منطقه را محو کنند ، چرا ؟! چون دکتر احمدی نژاد را منحرف و نامطلوب می دانستند !

alt
آنقدر مراکز رصد کننده اوضاع ، از قافله عقب ماندند که تا ماه ها تحلیل درستی درباره سوریه نمی توانستند بدهند و صدا وسیما مانده بود چه بگوید ؟! ، بنده هم که تحلیلی درباره نقش ترکیه در بحران سوریه در همان ماه های ابتدایی بحران دمشق نوشتم کارشناسان مدعی مراکز خاص پیام دادند که : « ما با دولت اسلامگرای ترکیه روابط حسنه داریم ! » و از سوی دیگر جریان رسانه ای فتنه که اکنون از سردار مقابله با فتنه و حفظ سوریه « شهید حسین همدانی » با تنفر یاد می کنند و از شهادتش شادمانند ، دژخیمان داعش و النصرة را مردم سوریه می دانستند .
حال ریشه ی این سر درگمی کجا بود ؟! در آنجا بود که می دیدند در سوریه پرچم مخالفت با اسد را اخوانی ها بلند کرده اند و قرار بود تمام سرمایه نظام را عده ای اینجا به پای اخوانی های منطقه بریزند .
فشارها بر دولت دهم افزونی یافت ، حتّی خبرنگار سیما « نجف زاده » با حضور در طرابلس ِ لیبی و با نمایش چند نوبته ی سفارت خالی ایران در آنجا - گویا به سفارش همان نود سیاسی سازان - ، دولت دهم را به علّت عدم اعزام سفیر ، متّهم به عدم همراهی با انقلابیون لیبی کرد و ...
 شاید می خواستند فاجعه ی مزار شریف که نتیجه ی اعتماد خاتمی به اسلامگرایان طالبان بود و منجر به کشتار دیپلمات ها و خبرنگاران کشور شد را تکرار کنند ولی دکتر احمدی نژاد به هیچ قیمتی این خطا نکرد و متهم شد .
سخنرانی های آتشین در کشور بالا گرفت ، و اوج حمله ی اسلامگرایان حامی اخوانی های کشور آنجا بود که دکتر احمدی نژاد در سخنی در کنار بیداری اسلامی ، لفظ بیداری انسانی به کار برد و همین بس بود که بولتن نویسان پُرتخیّل با سنجاق کردن سخن چند مستشرق کنار تعبیر « مکتب ایران » و « پایان اسلامگرایی » هیولایی توّهم کردند که کسی در وصفش گفت : « از صدر اسلام تاکنون خطرناک ترین است . » و ...
 
چرا با سقوط اخوان المسلمین ؛ تب بیداری اسلامی در ایران فروکش کرد ؟!
جماعت خمار هنوز در توهمات خود بودند و عدّه ای هم ترجیح دادند که در ترجمه فحاشی مرسی به اسد و سوریه نام رژیم صهیونیستی را جایگزین کنند و عده ای هم به دنبال ...
ولی این جماعت دلداده به تمام اسلامگرایان ، مبهوت ماند که چه شد که هزاران جوان تونسی و لیبیایی و حتّی مصری که اتفاقاً همه هم انقلابی و بیدار شده اسلامی بودند از خیابان های دمشق و حلب و حمص و ادلب و دیرالزّور سر در آوردند و حمله ی بی امان به عتبات شام کردند و سپس به عراق سرازیر شدند !
alt
( مرسی در همایش اعلان جنگ با سوریه و حزب الله لبنان و تشیّع )
مرسی که نامه فدایت شوم برای « شیمون پرز » نوشت و پیمان خفت برجام « کمپ دیوید » را دائمی دانست و با هیلاری کلینتون گل می گفت و می شنید ، در تجمع ضد اسد در قاهره به همراه « قرضاوی » رهبر معنوی اخوان ، پرچم سوریه آزاد از اسد را دست گرفت و خشمگیانه عربده ی « روافضه ی انجاس » سرداد و حزب الله و شیعه و اسد را نجس دانست و از ارتش قاهره خواست برای برکناری اسد و تنبیه حزب الله ، لشگر کشی کند که همین نیز تیر خلاصی بود بر اخوانی ها ، اگر چه متأسفانه « سی سی » دستش به خون مردم آلوده شد ولی روی کار آمدن سی سی ملّی گرای لائیک به نفع ما و مقاومت شد و مانع گسترش هاری سلفی های اخوانی شد .
همانگونه که اسد لائیک و پوتین نامسلمان برای ما شریکان بهتری از اخوانی ها و دولت اسلامگرای ترکیه بوده اند .
حال چگونه میلیون ها انسان بیدار مصری راضی به قلع و قمع اخوان شدند ؟! این ریشه در اسلامگرایی اخوانی ها داشت که مبنایی با دین فطری و محبّت آمیز اسلام فاصله دارند ولی عجبا که عدّه ای در کشور می خواستند اخوان را شاخه ی ایران قلمداد کنند ، بنابراین صدا و سیما مدتی مدافع دولت اخوان بود و بنابر این دیدیم با حذف اخوان جنب و جوش همایش های بیداری اسلامی در کشور فروکش کرد .
و از از طرف دیگر می بینیم که اخوانی های یمن معروف به « اصلاحیون » اکنون مهمترین معارض انقلابیون حوثی می باشند ولی ملّی گرایان حزب شعبی یمن اکنون درکنار انصارالله با متجاوزان سعودی آمریکایی می جنگند .
alt
اگر سفر دکتر احمدی نژاد در بهار 92 به قاهره نبود ، بعید بود نظر الأزهر و ملّیون و ناصری هایِ ضد اخوان مصر به تشیّع صاف شود ، ولی کسی در کشور نخواست تأثیر آن سفر تاریخی دکتر احمدی نژاد به مصر را ببیند ، چون متوهمین عمارپندار و «جهان نیوز » و مؤسسه ای در قم به نفع رأس فتنه می گفتند : قرار است دکتر احمدی نژاد انتخابات را منحرف کند !
ولی واقعیّت این بود که « شیخ طیّب » شیخ الأزهر پس از دیدار صمیمانه با دکتر احمدی نژاد در مصاحبه ای در دفاع از تشیّع و ایران سنگ تمام گذاشت و رهبران انقلابی مخالف اخوان در دیدار با دکتر احمدی نژاد از اینکه اسلام ایران چون اسلام اخوان نیست روحیّه ای مضاعف گرفتند ، که متأسفانه نگذاشتند آن دولت تداوم یابد تا همگرایی در منطقه به ضرر شیطان را ایشان تکمیل کند .
چراکه اساساً پیدایش سکولار و لائیک در کشورهای عربی و غیر عربی منطقه عموماً ریشه در تندروی و غیر فطری بودن اسلامگرایی های آنجا دارد و اگر اسلام ناب محبت آمیز به آنان عرضه شود مانند بسیاری از آزادگان با ما همگرایی خواهند داشت .
در تونس نیز « راشد الغنوشی » که در ایران خیلی به وفایش امید داشتند ، ناگهان در همان ابتدا ، سخن از این گفت که ایران نمی تواند الگوی خوبی برای « بیداری های اسلامی » باشد و الگوی خود را ترکیه معرفی کرد !
 alt
امام عصر فارغ از ادعای اسلامگرایی جاذب دل های آماده :
خُب آیا هنوز هم معتقدند دوران « اسلامگرایی » است یا باید صفی جدید شکل داد ؟!
شکّی نیست که « اسلام ناب محمّدی » همان اسلام راستین است ولی در منطقه این نوع اسلام چقدر جایگاه دارد ؟! این نوع اسلام در کشور خودمان و خاستگاهش چقدر بروز دارد ؟!
در حالیکه با تئوریزه کردن اسلام آمریکایی در سطح بالاترین مقامات کشور بی توجه به فریادهای رهبری معزز انقلاب شاهدیم که دست دادن و سخن گفتن با شیطان بزرگ را افتخار ملّی تلقی می کنند و زیست بدون آمریکا را محال می دانند ، و کاخ نشینی به سبک اسلام آمریکایی را همه جریاناتِ مدعی مروجند !
کدام اسلام ؟! تشیّعی که مروّج خشونت قمه زنی و فحاشی به مقدّسات اهل سنت است ؟! یا تشیّعی که در عراق با وجود در دست داشتن دولت و مجلس به شیطان بزرگ اجازه ساخت پایگاه در کشور امام زمان علیه السلام را می دهد ؟!
 باید از نام ها فارغ شد ، چون اساساً اسلامی که خارج از مکتب محبّت و تعقّل اهل بیت علیهم السلام است ، اسلام تنفر و خشونت و افتراق است و موّلد داعش والنصرة و ... است .
باید با مفاهیم بلند انسانی صف ها را مشخص کنیم ، همان مفاهیمی که امام راحل به کار می برد و در بطن اسلام ناب موجود است ! مفاهیمی مانند : « مستضعف » و « مستکبر » ، « آزادگان و احرار » ، « دفاع از اخلاق و کرامت انسانی » ، « محبت به بندگان خدا » و ...
باید توجه داشت که در این میدان دو قطب « شیطان بزرگ » و « اسلام محبت » وجود دارد ، و اگر کسی - اگرچه مسلمان هم نباشد - از دایره ی شیطان بزرگ و دوشاخش در منطقه یعنی رژیم صهیونیستی و آل سعود وهابی وارسته باشد او همگرا با ماست ولی غیر از آن نباید فریب اسم اسلامگرایی را خورد .
چون در واقعه ی بزرگ هستی و ظهور امام عصر علیه السلام این اسم ها نیستند که به صف کشی می پردازند ، بلکه درون مایه و سرشت آدمیان است که صف بندی ها را مشخص می کند چنانچه امام صادق علیه السلام فرمودند :
« هنگامی که حضرت قائم ، انقلاب می کند کسانیکه گمان می کنند پیرو امام زمان علیه السلام و شیعه هستند از حرکت حضرت مرتد می شوند و کسانیکه خدا پرست هم نیستند مانند خورشید پرست و ماه پرست همراه با حضرت می شوند ! »
« إذا خرج القائم ( علیه السلام ) خرج من هذا الأمر من کان یری أنّه من أهله ، و دخل فیه شبه عیدة الشمس و القمر ! » غیبت نعمانی ص 517
 
و نریه قریباً إن شاالله .
مسعود شفیعی کیا
19/7/94
 

خدا این توان را به ما داده که عیبهای خود را ببینیم

افسران - خدا این توان را به ما داده که عیبهای خود را ببینیم

بسم الله الرحمن الرحیم 
خدا این توان را به ما داده که عیبهای خود را ببینیم
(بل الانسان علی نفسه بصیره ولو القی معاذیره / بلکه انسان از نفس خود آگاه است، هرچند برای خود عذر هایی بتراشد (قیامه/14و15

آنچه که ما را در این بصیرت یاری می کند درواقع تفکر و به کارگیری قوه تعقل است که از آن به عنوان محاسبه نفس یاد می شود. 
مدلی که برای زندگی یک مومن طراحی شده در روایات به اینگونه است که مومن انتقادپذیر باشد و هیچ گاه با اطمینان از خود دفاع نکند و در عین حال همیشه نگران عاقبت به خیری خود باشد و به خود سوءظن داشته باشدکه این یکی از عوامل موثر در شناخت خود محسوب می شود .
آنچه که آفت این راه است عیب جویی از دیگران است .
از طرفی می فرمایند که هر کس محاسبه نفس نکند از ما نیست و در جایی دیگر گفته شده وقتی به عیوب خود بپردازی همیشه به این امر مشغول خواهی ماند و با کشف و از بین بردن یک عیب ، عیبی دیگر برای انسان ظاهر می شود لذا از عیب جویی دیگران بازمی ماند ودائما مشغول عیوب خویش است . 

رسولُ اللّه ِ صلی الله علیه و آله : طوبی لِمَن مَنَعَهُ عَیبُهُ عَن عُیوبِ المُؤمِنینَ مِن إخوانِهِ
کافی، ج 8، ص 168، ح 190.
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله : خوشا به حال آن کس که عیب خودش، او را از پرداختن به عیبهای برادران مؤمنش باز دارد.

چرا هم دلی و هم زبانی با مردم فراموش شده ؟!

 

بسم ربّ الشهداء
مذاکرات کشتی نجات نیست ، این تایتانیک است !/
alt
تقابل با نگرش رهبری ، مانع اصلی همدلی و هم زبانی دولت با ملّت :
در خاطرات کارکنان نجات یافته کشتی تایتانیک آمده که تعداد قابل توجهی از مسافران این کشتی با اعتماد به تبلیغات کارتل های سازنده ی آن که مدعی بودند که ؛ « حتّی خدا هم نمی تواند این کشتی را غرق کند ! » از سوار شدن به قایق های نجات اجتناب کرده و باورشان نمی شد که این کشتی هم غرق خواهد شد و به همین دلیل نیز هلاک شدند! این قدرت باور سازی عمیق تبلیغات اغواگرانه ی جهان سرمایه داری را می رساند که افراد با اعتماد به تبلیغات و دروغ های بزرگ ، واقعیت پیش رویشان را هم باور نمی کنند !
این پارپاگاندای اغواگر شیطان بزرگ است که می تواند آدمی در ناز و نعمت را بحران زده و از طرفی شخص در حال غرق را نجات یافته القا کند !
وارونه سازی واقعیّت ها و پنهان سازی شیطان و جریانش و مخرب نمایش دادن حرکت در مسیر اعتلای انسانی آن ماجرای غم انگیزی بود که در سال های گذشته آشکار دیدیم !
اغواگری شیطان شرایط « بدر وخیبر » را به « نرمش قهرمانانه » تبدیل کرد :
این همان شعبده ای است که با آن کشور را در دوره ای که به گفته ی رهبری شرایطش « بدر و خیبر » بود در حال سقوط نمایش دادند و  عوامل با نفوذی که بر بازار و رسانه مسلط بودند آن دولت را با شایعه « قحطی » و با سیاه نمایی هایی که صدا و سیما هدفمند و حساب شده بر آن دامن می زد متهم به بی تدبیری کردند ، و از هر نوسان کوچکی در بازار موجی و التهابی می آفریدند و حتی کار به جایی رسید که اخبار صدا وسیما افزایش قیمت ناچیز سکه و ارز و کالا را روزانه منعکس می کرد و با « تورم انتظاری » و با کمبود های ساختگی سال 90 و 91  آستانه تحمل مردم را نشانه گرفته و تمام راه ها را بن بستی که فقط مذاکره با شیطان بزرگ راه گشای آن است تلقی کردند !
و حال که دو سال شرایطی حاکم شده است که « نرمش قهرمانانه » تداعی کننده صلح جانگداز امام حسن مجتبی علیه السلام می باشد و شرایط برای اقشار مختلف مردم به جز معدود ویژه خواران بغرنج شده و با افزایش صعودی قیمت کالا و خدمات و سیاست های انقباضی دولت ، سقوط شاخصه های رفاهی و عدالت اجتماعی را مشاهده می کنیم ولی اکنون همان سامانه ی تبلیغی در رکود بازار و سقوط قدرت خرید مردم ، ناگهان همه چیز را خوب به تصویر کشیده و آنقدر فضا را آرام نگه داشته که علیرغم افزایش قیمت هایی که مثلاً در میوه و پوشاک تا 200 درصد گرانی و در بهای آب و برق و گاز و نان 40 تا 50 درصد گرانی داشته ایم ولی به راحتی ادعای تورم پایین و حتی صفر درصد و عبور از رکود و رشد اقتصادی بالا را دارد !
معضل واردات بی حساب که رهبری نیز به صراحت نسبت به آن گلایه داشته اند به جایی رسیده که حتّی صنایع مادر مانند صنایع فولاد از واردات بی رویه فولاد از اوکراین و چین خود را متضرر می دانند و ده ها گزارش موثق و تأسف آمیزی که نقطه ی مقابل « اقتصاد مقاومتی « است به گوش می رسد ولی رسانه ها الان بر خلاف قبل نه تنها موج سازی های ساختگی ندارند بلکه موج شکنی هایی هم داشته اند و بازار تقدیرات هم در بسیاری از تریبون ها گرم است و ...
تداوم ترور های اقتصادی 90 تا 92 برای تکمیل فتنه 88 :
 بمباران تبلیغی ابتدای دوره جدید حساب شده به دنبال این بود که مردم باور کنند ، دولتی بخت برگشته روی کار آمده که کشور خراب و خزانه ای خالی تحویل گرفته تا مردم سطح توقعشان پایین بیاید و با بی تحرکی های پس از دولت پرشتاب گذشته همراهی و دندان روی جگر بگذارند ، ولی گویا این ترفند هم کارساز نبوده است و بنابراین به دنبال ناکارآمدی مذاکرات ، سامانه ای که سال های 90 تا 92 با ترورهای اقتصادی آستانه ی تحمل مردم را نشانه گرفت ، این بار نیز برای شکستن تنها سد مقاومت کشور یعنی رهبر معزز انقلاب اسلامی که با هرگونه توافقی که به ضرر ملت و کشور باشد مخالف هستند ، جریانی که در سال 88 با تکیه به بخشی از قشر متوسط به بالای جامعه ، آتش فتنه افروخت ، اینبار با تنگناهای معیشتی به طمع درگیر کردن قشر ضعیف و پابرهنگان به کار گرفته شده است که بنابر تجربه ی انقلاب اسلامی با درگیر شدن این قشر جامعه که پاکباخته و بی هراس وارد میدان اعتراض می شوند به دنبال بر هم زدن اوضاع برای پوشاندن شکست بازی خسته کننده مذاکرات می باشند تا در هرج و مرج ناشی از ناکارآمدی و سومدیریت ها بازی را به نفع شیطان بزرگ در کشور تغییر دهند تا پروژه فتنه ناتمام 88 را به خیال خود تمام کنند ، که رهبری به درستی در سخنان حرم رضوی علیه السلام از آن پرده گشودند !
مسئولانی که واقعاً دلسوز مردم و نظامند باید واقعیت شیطان بزرگ و دیگر متحدانش را درک کنند و از توهم کشتی نجات بودن این چند کشور باید خارج شوند ، چون این غول نمایان فقط هنرشان تایتانیک ساختن و هلاک کردن پناهندگان به خویش است ، همانطور که رهبری بارها تأکید داشته اند باید به مردم باور داشت و اعتماد کرد و فرصت نوکری آنان را نباید از دست داد چون هیچ عقل سلیمی اجازه نمی دهد که برای گرفتن حق خود ، کشور و ملّت خویش را ذلیل کند و تجریه نشان داده که کمک های آمریکا به افراد مطلوبشان هم مشگل گشا نبوده چنانچه اگر مشگل گشا بود جناب مرسی در مصر با میلیون ها دلار اهدایی اوباما نباید منقرض می شد و همینطور است سرانجام دیگر گدایان عزت از شیطان بزرگ چراکه شیطان فقط به هلاکت مریدانش می اندیشد !
تقابل آشکار با رهبری ، مانع همدلی و هم زبانی دولت با ملّت :
رهبری معزز انقلاب اسلامی صریحاً در جمع زائران ثامن الحجج علیه السلام در روز نخست فروردین امسال از دو نگرش برای پیشرفت اقتصاد در کشور گفتند که یکی - مثل خودشان - به نیرو های دررونی تکیه می کند و نگاه دوم به تحقیر شدن در مقابل استکبار اصرار دارد و گفتند :
«نگاه دوّم به اقتصاد کشور نگاه به پیشرفت اقتصاد با استفاده از کمک بیرون از مرزها است؛ میگوید سیاست خارجی‌مان را تغییر بدهیم تا اقتصاد ما درست بشود، با فلان مستکبر کنار بیاییم تا اقتصاد رونق پیدا کند، تحمیل قدرتهای مستکبر را در بخشهای گوناگون و مسائل گوناگون بپذیریم تا اقتصادمان رونق پیدا کند؛ این هم نگاه دوّم است. امروز شرایط کشور به ما نشان داده است که این نگاه دوّم یک نگاه کاملاً غلط و عقیم و بی‌فایده است. همین تحریمهایی که امروز علیه ملّت ایران اعمال میشود، دلیل محکم و متقنی است بر غلط بودن این نگاه؛ یعنی شما وقتی که به امید قدرتهای خارجی نشستید تا آنها بیایند اقتصاد شما را رونق بدهند و با زیر بار آنها رفتن، اقتصاد را رونق بدهید، آنها به حدّ کم قانع نیستند. »
( 94/1/1 – حرم رضوی علیه السلام )
ولی جناب « روحانی » در تبلیغ انتخاباتی تنها کلید رفع مشکل را تعامل با آمریکا ( شیطان بزرگ ) دانسته و گفت :
«نوع رابطه ما با برخی کشورها به دلیل نوع تخاصم ما با آمریکاست، روابط امروز ما با آمریکا در حد تخاصم است، باید تلاش کنیم این حد را با برنامه‌ریزی و تدبیر پایین آوریم و حداقل روابط را از تخاصم به تنش برسانیم. در شرایط کنونی نمی‌توانیم بگوییم با آمریکا می‌خواهیم تنش‌زدایی کنیم زیرا امروز بحث تهدید و تخاصم است. در 8 یا 10 سال پیش می‌شد اما امروز در مرحله دیگری قرار گرفته‌ایم. امروز با برخی از کشورهایی که پیش از این به دنبال اعتمادسازی با آن‌ها بودیم باید تنش‌زدایی کنیم و با آن‌ها که خواهان تنش‌زدایی بودیم باید به دنبال رفع تهدید باشیم. شرایط متفاوت شده، اما باید بدانیم می‌توان با دشمن هم تعامل داشت.»
 ( جام جم – خرداد 92 )
آیا این تعامل با شیطان بزرگ برای ملّت سودی داشته ؟! آیا برخورد خشمگینانه با اکثریتی که برای پیشرفت اقتصادی نگاه به ظرفیّت داخلی داشته اند و خنده ها و هم قدمی ها با نمایندگان شیطان بزرگ گره ای از کار این مردم باز کرده یا گره هایی افزوده ؟!
ولی متأسفانه در روز های اخیر برخی از دولتی ها به جای هم دلی و هم زبانی با مردم حتی بر خلاف منویات رهبری سخن گفته اند مثلا جناب « ظریف » در صفحه ی فیس بوکش ظاهرا در پاسخ شخصی  نوشته است : « آن روزی که تحریم می شدیم باید نگران می شدند نه الان که داریم خارج می شویم ! « این در صورتی است که رهبری معزز انقلاب اسلامی در دیدار اخیرشان با اعضای مجلس خبرگان ابراز داشتند که « نگرانم ! » و یا وقتی رهبری معزز انقلاب در حرم رضوی شرط ایران برای توافق را ؛ اوّلا عدم قبول زور گویی آمریکا و عدم نوشتن هرچه آمریکا دیکته میکند در توافق دانسته، در ثانی مذاکرات را صرفا هسته ای دانستند و این به معنای عدم همگرایی ایران با سیاست های آمریکا در منطقه است! و ثالثاً رفع تحریم ها در صورت توافق بدون هیچ فاصله و تأخیری باید باشد و رابعاً بازگشت ناپذیری تحریم ها و خامساً عدم بازگشت و دست کشی ملّت از صنعت مردمی هسته ای !  
این در صورتی است که معاون رئیس دولت در آستانه سال جدید در مصاحبه ای از زمان بر بودن رفع تحریم ها و چند مرحله ای بودن آن که اتفاقا ً خواست آمریکا و بر خلاف سخن رهبری می باشد سخن می گوید و در ادامه می گوید : « ما معتقدیم دامنه انتظارات مردم باید در حد شرایط مذاکرات و میزان توافق ها باشد. عده‌ای ممکن است مطالبات مردم را دامن بزنند و توقعات از شرایط توافق ها را بیش از اندازه بالا ببرند . »
چرا اقتضائات نارضایتی ها در دولت 11 زیاد است ؟!
دولت یازدهم باید یک واقعیت مهمی را در نظر بگیرد و آن این است که نسبت به دولت های گذشته به خصوص نسبت به دولت نهم و دهم از آرای کمتری برخوردار بوده و اقتضای نارضایتی عمومی از عملکردش بیش از دولت های دیگر است ، بنابر این به جاست به جای کشتی نجات انگاری غرب و – مانند دهه 70 – به جای دل دادن به وعده ها و نسخه های اقتصادی مستکبران به هشدارهای رهبری که مورد اعتماد اکثریت جامعه می باشند توجه کرده و به جای تخریب دوران بی نظیر دولت سابق راه های مردم داری و رفع مضیقه های معیشتی در فشارهای دشمن را از «دکتر احمدی نژاد» و تیم مجربش بیاموزند و با همدلی و سپس هم زبانی با مردم ، کشور را در این پیچ تاریخی از عواقب پناهندگی به تایتانیک غرب رهایی دهند !
چرا که هنوز سال دوم دولت 11 تمام نشده است ولی تجمعات اعتراضی معلمان و کارگران و پرستاران و خبر هایی از تعدیل بی سابقه نیروهای شاغل می رسد و متأسفانه در چند ماه گذشته چند نفری از فشارهای معیشتی و تنگناهای اداری به خودسوزی دست زده اند که یکی از اینها در کشورهای دیگر خیزش های اجتماعی براندازانه ای به پا می کرد ! ، بنابراین تدبیر حکم می کند دولتیان مسئله یابی کنند و گیر کارشان را ببینند کجاست که اینقدر اقتضائات اعتراضات مردمی در این مدت کوتاه از دوره شان زیاد شده و چرا هم دلی و هم زبانی با مردم فراموش شده ؟!
 
مسعود شفیعی کیا
94/1/4
شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها

 

بازگشت دکتر احمدی نژاد

« امام آمد تا ملت‌ها متحد شوند و حول محور توحید و عدالت، وحدت جهانی شکل گرفته، ظلم و زشتی زدوده شده و عدالت استقرار یابد. امام آمد تا جامعه‌ای الهی، آسمانی، زیبا و سرشار از عشق و محبت و عدالت را برپا کند.ولی امروز دشمنان برای این‌که بتوانند نقشه های خود را پیش ببرند مجبورند از شعارها و اهداف امام به عنوان سپر و پوشش استفاده کنند . »

نظام ولایت فقیه مترقی‌ترین و مردمی‌ترین نظام عالم است

ولی فقیه میتواند همسر شما را طلاق دهد؟